شيخ ذبيح الله محلاتى
149
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
معين خواهم كرد اكنون نامه خواهم نوشت بملكه يمن بلقيس ( اذهب بكتابى هذا فالقه اليهم ) نامه مرا برده در ميان ايشان افكن و نظر كن كه در جواب چه خواهد گفت و مقصود سليمان اين بود كه آن جماعت را بسوى خدا دعوت نمايد و بشريعت موسى درآورد . پس هدهد نامه را گرفته بسوى يمن شتافت تا اينكه داخل قصر بلقيس شده نامه را در دامن او انداخت بلقيس از اين صورت در عجب شد نامه سليمان را برداشت و گشود و از آنچه سليمان نوشته بود آگهى يافت سخت بترسيد بزرگان درگاه را حاضر كرده و با ايشان مشورت نمود و قصه نامه را به ايشان فرمود و گفت سليمان به من مكتوب كرده است بدين مضمون ( إِنَّهُ مِنْ سُلَيْمانَ وَ إِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ أَلَّا تَعْلُوا عَلَيَّ وَ أْتُونِي مُسْلِمِينَ ) اگر چه ما را در حضرت سليمان سخن جز از در انقياد نبوده و در اداء خراج مسامحه نرفته اكنون ما را بدين خود دعوت نمودند و به پايهء سرير اعلا احضار فرموده اكنون شما در كار من چه فتوى مىدهيد و چه صلاح مىانديشيد ( قالُوا نَحْنُ أُولُوا قُوَّةٍ وَ أُولُوا بَأْسٍ شَدِيدٍ وَ الْأَمْرُ إِلَيْكِ فَانْظُرِي ما ذا تَأْمُرِينَ ) گفتهاند ما از فرمان تو انحراف نداريم و اگر حكم رسد از مصاف هم باك نداريم چشم و گوش همه در فرمان تو است هرچه گوئى چنان كنيم ( قالَتْ إِنَّ الْمُلُوكَ إِذا دَخَلُوا قَرْيَةً أَفْسَدُوها وَ جَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِها أَذِلَّةً ) بلقيس گفت با سليمان جنگ نتوان كرد و در برابر سپاه او نتوان مصاف داد چون سخن بىرضاى او گوئيم با لشكرهاى فراوان بدين سوى تاختن كند و مملكت يمن را يكباره ويران سازد و سران مملكت و صاحبان عزت را با خاك سياه برابر نمايد بهتر اين است كه پيشكشى درخور او سرانجام كرده با رسولان چربزبان به دو فرستم و منتظر باشم تا رسولان چه خبر خواهند آورد اگرچه سليمان پيغمبر است معجزه خواهد نمود در آنوقت ما به او ايمان خواهيم آورد و از نزول حوادث ايمن نشينيم كما